زیبا
اینکــه بـاید فـرامـوشت می کـردم
را فــرامــوش کـــردم
تـو تکـراری تـرـن "حضـــور" روزگـار منــی
و مــن عجیب؛
بـه بــودن تــــو...
از آنسـوی فاصـله هــا
خــو گــرفتـه ام...
این سکوتــــــــ ـــ تلخ دنیایــــ ــ من استزندگــــــ ــ ـی ام توی رویاهایـــ ـــ من استسلاممــــ ــ توی سکوتــــــ شب بی جوابــــــ مونددستــــ ــ سردم توی سرمایــــ ــ شبــ ـ ...بی محبتـــ ــ موند!سکوتم را نمــ ــ ـی شکنمبدون صدا اشکــ ـــ میریزمــ ـــکســــ ــ ــی اشکـــــ زیبا...ما را در سایت زیبا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 0
ما را در سایت زیبا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 19

هی چه روزی بود حالا هیچ کسی سر به وب نمیزنه همه درگیر شبکه های اجتماعی جدیدند
دلم برا وب میسوزه
چه داستان و خاطره های من براش نوشتم 
خوب خبر که سلامتی و ترم سوم ارشدم شکر خدا
و سفر رفتنم شکر خدا ادامه داره
و تازه قطارم رسیده و اومدم خونه
و دلم برای وب تنگ شد و گفتم یه چیزی بنویسم
خوب تا بعد
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 0:49 توسط عسل| |
زیبا...ما را در سایت زیبا دنبال میکنید
برچسب: یادگاری,
نویسنده:
بازدید: 12
خوب درسای ارشد تموم شد شکرخدا و حالا کآرای پایان رو دارم پیش میبرم
آزمون دکترا هم شرکت کردیم و هر چی خدا بخواد و دارم مقاله هم مینویسم که بفرستم همایش
عجب روزگاریه
وب رو من هرگز فراموش نمیکنم ....
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 1:45 توسط عسل| |
زیبا...ما را در سایت زیبا دنبال میکنید
برچسب: خاطره,
نویسنده:
بازدید: 11